×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more

gegli

عاشقانه بخوان

× می نویسم،از روزهای بی توبودن می نویسم
×

آدرس وبلاگ من

dokhtare40gisebahar.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/lovesong1365

لیست دوستان

شازده كوچولو-4

به این ترتیب از این موضوع خیلی مهم دیگر هم سردرآوردم:

این که سیاره ی او کمی از یک خانه ی معمولی بزرگتر بود.

این نکته آنقدرها به حیرتم نینداخت.می دانستم. می دانستم گذشته از سیاره های بزرگی مثل زمین و کیوان و تیر و ناهید که هر کدام برای خودشلن اسمی دارند، صدها سیاره دیگر هم هست که بعضی شان از بس کوچکند با دوربین نجومی هم به هزار زحمت دیده می شوند و هرگاه اخترشناسی یکی شان را کشف کند به جای اسم شماره ای به اش می دهد.

دلایل قاطعی دارم که ثابت می کند که شهریار کوچولو از اخترک ب 612 آمده بود.

این اخترک را فقط یک بار به سال 1909 یک اخترشناس ترک توانسته بود ببیند که تو یک کنگره بین المللی نجوم هم با کشفش هیاهوی زیادی به راه انداخت اما واسه خاطر لباسی که تنش بود هیچ کس حرفش را باور نکرد.آدم بزرگ ها اینجوری اند!!!

بخت اخترک ب 612 زدو ترک مستبدی ملتش را به ضرب دگنک وادار به پوشیدن لباس اروپایی ها کرد.اختر شناس به سال 1920 دوباره ،و این بار با سرو وضع آراسته برای کشفش ارائه دلیل کرد و این بار همه جانب او را گرفتند.

به خاطر آدم بزرگ هاست که من این جزئیات را در باب اخترک ب 612 برایتان نقل می کنم یا شماره اش را می گویم چون که آنها عاشق عدد و رقمند.وقتی با آنها از یک دوست تازه اتان حرف بزنید هیچ وقت ازتان در مورد چیزهای اساسی اش سوال نمی کنند که. هیچ وقت نمی پرسند :آهنگ صدایش چطور است؟ چه بازی هایی را بیشتر دوست دارد؟-

می پرسند:چند سالش است؟چند تا برادر دارد؟وزنش چقدر است؟پدرش چقدر حقوق می گیرد؟ و تازه بعد از این سئوال هاست که خیال می کنند که طرف را شناخته اند.

اگر به آدم بزرگ ها بگویید یک خانه بزرگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجره هاش غرق شمعدانی و بامش پر از کبوتر بود محال است بتوانند مجسمش کنند.باید حتما به شان گفت یک خانه صد میلیون تومنی دیدم تا صداشان بلند بشود که:-وای چه قشنگ!

یا مثلا اگر به اشان بگویید دلیل وجود شهریار کوچولو این است که تو دل برو بود و می خندید و دلش یک بره می خواست و بره خواستن خودش بهترین دلیل وجود داشتن هر کسی است، شانه بالا می اندازند و باتان عین بچه ها رفتار می کنند! اما اگر به اشان بگویید :سیاره ای که ازش آمده بوداخترک ب 612 است،بی معطلی قبول می کنندو دیگر هزار چیز ازتان نمی پرسند.اینجوری اند دیگر.نباید ازشان دلخور شد.بچه ها باید نسبت به آدم بزرگ ها گذشت داشته باشند.

اما البته ماها  که مفهوم حقیقی زندگی را درک می کنیم می خندیم به ریش هرچه عدد و رقم است!چیزی که من دلم می خواست این بود که این ماجرا را مثل قصه ی پریا نقل کنم.دلم می خواست بگویم: یکی بود یکی نبود.روزی روزگاری یه شهریار کوچولو بود که تو اخترکی زندگی میکرد همه اش یک خرده از خودش بزرگتر و واسه خودش پی دوست و هم زبون می گشت...-

آنهایی که مفهوم حقیقی زندگی را درک کرده اند واقعیت قضیه را با این لحن بیشتر حس می کنند.

آخر من دوست ندارم کسی کتابم را سرسری بخواند.با نقل این خاطرات چه بار غمی روی دلم می نشیند.شش سالی می شود که دوستم با بره اش رفته.

این که اینجا می کوشم که او را وصف کنم  برای آن است که از خاطرم نرود. فراموش کردن یک دوست خیلی غم انگیز است.

همه کس که دوستی ندارد .من هم می توانم مثل آدم بزرگا بشومکه فقط اعداد و ارقام چشمشان را می گیرد. و باز به همین دلیل است که رفته ام یک جعبه رنگ و چند تا مداد خریده ام.

برای کسی که فقط تو شش سالگی یک بوآی بسته و باز کشیده و دوباره به نقاشی روی آورده از آن حرفاست.البته تا آنجا که بتوانم سعی می کنم چیزهایی که می کشم تا حد ممکن شبیه باشد. حالا یکیش شبیه از آب در می آد یکیش نه.سر قد و قواره اش هم حرف است.یکجا زیادی بلند درش آورده ام و یک جا زیادی کوتاه. از رنگ لباسش هم مطمئن نیستم.خب،رو حدس و گمان پیش رفته ام؛کاچی به ز هیچی.

و دست آخر گفته باشم که تو بعضی جزئیات مهمترش هم دچار اشتباه شده ام.اما در این مورد دیگر باید ببخشید:دوستم زیر بار هیچ گونه شرح و توصیفی نمی رفت.شاید مرا هم مثل خودش می پنداشت.اما از بخت بد دیدن بره از پشت جعبه از من بر نمی آید.نکند من هم یک خرده به آدم بزرگ ها رفته ام؟-باید پیر شده باشم.     

یکشنبه 29 خرداد 1390 - 10:57:20 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

آخرین مطالب


آدرس جدید


باران بهانه ای بود


باز باران


اگر فردا براي شکار پلنگ به دريا رفتم،


یخورده دیر شد


خاطرات گم شده


مرا ببخش که جواب سلامت را نمی دهم


از تو گفتن هايم


انگار خواب هم که باشی


اتفاقش نیوفتاد


نمایش سایر مطالب قبلی

پیوند های وبلاگ

آمار وبلاگ

280057 بازدید

109 بازدید امروز

19 بازدید دیروز

709 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2020 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Dr. Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem